به نام خداوند جان و خرد
یاری

سلام دوستان عزیز اگر یه نفر را شما بشناسید که فرد درستی در هر اموری باشد و او دیپلم تجربی داشته باشد و خدمت سربازی هم رفته باشد و در نرم افزار هم تخصص داشته باشد البته بدون مدرک در نرم افزار و در حال حاظر در رشته ای تی در یکی از اموزشگاه های تهران ادامه تحصیل داده حال به دنبال یک کاری که بتوان در هفته سه روز به کلاسش هم برسه به هر دری زده پیدا نمیکنه وهمین مثله از باعث شده که احساس کنه دیگر نمیتواند به تحصیل ادامه دهد چکار میکنید من دوست او هستم به هر کس و ناکسی رو انداختم هر کاری هم گفتم باشه انجام میدهد دریغ از یک پاسخ در ضمن زبان انگلیسی را هم میتواند هم بخواند هم بنویسد هم ترجمه کند این را هم بگویم در این رشته هم مدرکی ندارد اما تا ترم 12 را خوانده چکار میکنید مرا راهنمایی کنید شاید بتوانم برایش کاری انجام دهم ...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٧/٩/۱٤ - مينو

شب یلدا

شب یلدا را پیشاپیش به تمام عزیزان دوست تان یاران شاد باش میگویم شب خوب و شادی را برای تک تکتان ارزو میکنم

 

شب یلدا ( شب چله ) ، فلسفه ، تاریخچه و ارتباط آ یین های
۴ هزار ساله این طولانی ترین شب سال با کریسمس
شرق شناسان و مورخان متفق القولند که ایرانیان نزدیک به ۴ هزار سال است که شب یلدا ــ آخرین شب پاییز و آذر ماه ــ را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار مانده ، در کنار یکدیگر خود را سرگرم کرده تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یک شب طولانی و سیاه که تولد تازه آن عنوان شده است ) به رختخواب رفته و لختی بیآسوده اند.
     پیشتر ، ایرانیان( مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه ) را
    « خور روز » و « دی گان » می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود . در این روز عمدتا به این لحاظ از کار دست می کشیدند که نمی خواستند احیانا مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. «هرمان هیرت» زبانشناس بزرگ آلمان که گرامر تطبیقی زبانهای آریایی را نوشته است که پارسی از جمله این زبانها است نظر داده که « دی » به معنای « روز » به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده که ماه تولد دوباره خورشید است . باید دانست که انگلیسی یک زبان گرمانیک ( خانواده زبانهای آلمانی ) و ازخانواده بزرگتر زبانهای آریایی ( آرین ) است. هرمان هیرت در آستانه
    « دی گان » به دنیا آمده بود و به زادروز خود که مصادف با تولد دوباره خورشید بود ، مباهات بسیار می کرد.
    فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و «خور روز» را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران( کیانیان که از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است: 
     
    
     که ما را ز دین بهی ننگ نیست
    
     به گیتی ، « به » از دین هوشنگ نیست
    
     همه راه « داد » است و آیین مهر
    
     ..... نظر کردن اندر شمار سپهر
    
    آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نکرده و ایرانیان در این شب ، باقیمانده میوه هایی را که انبار کرده اند و خشکبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و
    گرمی ( در ایران باستان ، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نخواهد بود ) را بدهد، زیرا که به زعم آنان در این شب ، تاریکی و سیاهی در اوج خود است.
    «خور روز( دی گان) ، یکم دی ماه » در ایران باستان درعین حال روز برابری انسانها بود در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت ، نه تحت امر . در این روز جنگ کردن و خونریزی ، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند و خونریزی موقتا قطع می شد و بسیار دیده شده است که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.
     واژه« یلدا » از دوران ساسانیان که متمایل به بکار گیری خط ( الفبای از راست به چپ ) سریانی شده بودند بکار رفته است. « یلدا » همان میلاد به معنای زایش ، زاد روز یا تولد است که از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست که هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصا در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال ، به جای شب یلدا از واژه مرکب شب چله ( ۴۰ روز ماده به جشن سده ــ شب سیاه و سرد ) استفاده می شود.

    مراسم شب یلدا( شب چله ) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن
    « ساتورن » خوانده می شد . جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت که در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان ، با تصویب رئیس وقت کلیسا ، کریسمس (مراسم میلاد مسیح ) را ۲۵ دسامبر قراردادند که چهار روز و در سالهای کبیسه سه روز بیشتر از یلدا(شب ۲۱ دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هردو واژه هم یکی است . از آن پس این دو میلاد تقریبا باهم بر گزار می شده اند . آراستن سرو وکاج در کریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است ، زیراکه ایرانیان به این دو درخت مخصوصا سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند و در « خور روز » در برابر سرو می ایستادند و عهد می کردند که تا سال بعد
یک نهال سرو دیگر کشت کنند
...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٧/٩/۱٤ - مينو

عشق

عشق

 

اینجا اسیر دستهای عشق هر لحظه بی تو روبه پایانم

 

هر لحظه دردی تازه دردی سرخ شاید به جرم این که انسانم

 

این زخم های نا صبور اینجا چشم انتظار مرهمی از تو

 

با آنکه هرگز پر نخواهد کرد دستان تو خالی دستانم

 

من هستم و یاد تو این گوشه در گور تاریک اتاق خود

 

هم درد من هم گریه خوبم جاریست یادت توی چشمانم

 

انگشتهای مهربان تو آرام می رقصندو یک لحظه

 

میپیچد آهنگ سه تار تو در سرزمین تشنه جانم

 

این یک نفس را با تمام خود من عاشق چشم تو می مانم

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٧/٩/۱۳ - مينو

خداوندا

خداوندا

 

من از میان هزاران ستاره ی روشن تو را  ای خداوند در صبح سحر گاهان چیدم...تو را چیدم...تو را بوئیدم...تو را در قلبم دیدم..

تنم نوازش دستانت را ارزو مندست...و دلم نیایش وجود پر محبتت را..

مگو که باد گذر نمیکند به خلوت ما...

بگو ارام بگیرید ای بادها...

تو را به عشق وحشی مجنون..به تیشه فرهاد..

تو را به مستی چشمانت...به لبخندت..

در این تداوم بیهوده..

در این رفتن روز و شب...

مرا به حال خود رها نکن..مرا که بی تو تنهایم

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٧/٩/۱۳ - مينو

اگر سفر نکنی

اگر سفر نکنی ؛ اگر چیزی نخوانی ؛ اگر به اصوات زندگی گوش ندهی ؛ اگر از خودت قدردانی نکنی زمانیکه خود باوری را در خودت بکشی ؛ وقتی نگذ اری دیگران به تو کمک کنند اگر برده عادات خود شوی ؛ اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ؛ اگر روز مرگی را تغییر ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی ؛ یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی اگر از شور و حرارت ؛ از احساسات سرکش ؛ و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا می دارند و ضربان قلبت را تندتر می کنند ؛ دوری کنی اگر هنگامیکه با شغلت یا عشقت شاد نیستی ؛ آنرا عوض نکنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی ؛ اگر ورای رویاها نروی اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی « تو به آرامی آغاز به مردن می کنی » پس امروز زندگی را آغاز کن ؛ امروز مخاطره کن ؛ امروز کاری بکن ؛ نگذار که به آرامی بمیری ؛ شادی را فراموش نکن

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٧/٩/۱۳ - مينو